![]() |
![]() |
|
| کوه یخ |
|
اين ابرهاي سوخته سوگوار تابوت آفتاب را به كجا مي برند ؟ اين بادهاي تشنه هار و حريص وار دنبال آبگون سراب كدام باغ پاي حصارهاي افق سينه مي درند ؟ اكنون درخت لخت كوير پايان نااميدي و آغاز خستگي كدامين مسافر است ؟ مرغان رهگذر مرگ كدام قاصد گمگشته را از جاده هاي پرت به قريه مي آورند ؟ اي شب ! به من بگو اكنون ستاره ها نجواگران مرثيه عشق كيستند هنگام عصر بر سر ديوار باغ ما باز آن دو مرغ خسته چرا مي گريستند ؟ منوچهر آتشی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط سیاوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 84/11/01 - 84/11/30 84/10/01 - 84/10/30 84/09/01 - 84/09/30 84/08/01 - 84/08/30 84/07/01 - 84/07/30 |
| پیوندها |
|
فقط خدا عضویت در باهو گروه سینه عشق زندگي است متولد آبان پرواز را به خاطر بسپار صیاد محمد خان |
|
RSS
|